بایگانی

Posts Tagged ‘Taeyang/Sol’

TY Diary, Part 10: Rather than becoming the best, I want to become a singer with meaning

دسامبر 9, 2010 ۱ دیدگاه

قسمت آخر: بیشتر از اینکه بخوام بهترین باشم، دوست دارم خواننده ای با معنی باشم.

ته یانگ جذاب، خواننده ی قابل اطمینان، رویایش چیست؟

«نمیدونم این رویا کوچک یا بزرگیه. ولی دوست دارم تا مدت ها روی صحنه باشم و همیشه تلاشم رو بکار ببندم.»

ممکنه رویای ساده ای باشه ولی چشمانش سرشار از غرور خوانندگی است. اگر قبل ها بیشتر بخوانید…

Advertisements

TY Diary, Part 9: No more suffering.. now it’s time to give gifts

دسامبر 8, 2010 2 دیدگاه

این مصاحبه قبل از انتشار آلبوم ته یانگ بوده، پس تعجب نکنید!

قسمت نهم: درد کشیدن دیگه کافیه، حالا وقت دادن هدیه است.

به دنیا آمدن یه فرد با درد همراه است. نتیجه ی درد و رنج پارسال ته یانگ، البومی است که بزودی منتشر خواهد شد.

«دیگه داره به آخراش میرسه. میخوایم بهتریم آهنگ ها رو انتخاب کنیم. فکر کنم آلبومم 10 تا آهنگ داشته باشه.»

به خاطر آلبومش سختی ها و رنج هایی زیادی رو کشید. از اینکه همزمان برای آلبوم آماده بشه و فعالیت های گروهش رو دنبال کنه، هم از نظر فیزیکی و هم روانی دوران سختی رو گذروند. او مشقت های زیادی رو تحمل کرده تا آلبومی قابل قبول رو ارائه بده.

«فکر کنم بزودی آلبومم منتظر بشه. این اولین باره که آلبومی سولویی رو میدم، برای همین بیشتر بخوانید…

TY Diary, Part 8: If that person were to be my last love

دسامبر 7, 2010 4 دیدگاه

قسمت هشتم: اگر اون فرد آخرین عشق من باشه…

«من از کسانی خوشم میاد که به دیگران اهمیت میدن.»

دختر ایده آل ته یانگ کسی است که مهربان و صادق باشه. بیشتر از اینکه به ظاهر دختر اهمیت بده، از کسی خوشش میاد که به دیگران اهمیت بده و با همه مهربان باشه. و البته او دوست داره با کسی قرار بگذاره که از اون خوشش میاد.

به جای یه عشق تهی، او به دنبال یه رابطه ی عمیقه. او از اینکه نمیتونه با افراد مختلف راحت باشه ناراحته و دوست داره با کسی ارتباط داشته باشه، که رابطه اش تا آخر معلوم باشه. بیشتر بخوانید…

TY Diary, Part 7: I really need a girl this year

دسامبر 6, 2010 25 دیدگاه

قسمت هفتم: من واقعاً امسال به یه دختر نیاز دارم.

با این شخصیت خجالتی ای که ته یانگ داره تا به حال با هیچ دختری قرار نگذاشته.

«من واقعاً دوست دارم امسال با دختری آشنا بشم. احساس میکنم با بزرگتر شدنم، دیگه نمیتونم با کسی قرار بگذارم.»

ته یانگ حسرت زندگیه دو نفر رو میخوره، «سین» و همسرش «جونگ های یونگ». ته یانگ میگه: وقتی می بینم سین اینقدر شاد زندگی میکنه پیش خودم میگم که من هم باید مثل او زندگی کنم.

«فکر میکنم سه ماه پیش بود که بیشتر بخوانید…

دسته‌ها:BIGBANG Diary, Taeyang Diary, Uncategorized برچسب‌ها: , , , ,

?TY Diary, Part 6: What did I do on the stage

دسامبر 6, 2010 بیان دیدگاه

دیروز باید قسمت ششم رو میگذاشتم، که متاسفانه اینترنتمون قطع شد. امروز قسمت 7 رو همون ساعت 18:00 میتونید بخوانید.

قسمت ششم: من رو ی صحنه چه کارهایی انجام دادم؟

یک دوران فوق العاده سخت برای ته یانگ. مدیریت برای برنامه های بیگ بنگ در ژاپن و همینطور آماده کردن آلبومش برای سال 2009، باعث شد که اون بیشتر از اون چیزی که فکرش رو بکنید هم از نظر روحی و هم از نظر جسمی خسته بشه.

«حس میکنم سال گذشته یکی از پوچترین سالهای زندگیم بوده. لحظات فوق العاده سخت و استرس زایی بود، شاید به خاطر این بود که من سومین سال خودم رو به عنوان یک خواننده  میگذروندم.»

برای اون روی صحنه قرار گرفتن الزامی بود. خوانندگی بیشتر بخوانید…

TY Diary, Part 5: Solo activity, the feeling of backpacking

دسامبر 4, 2010 4 دیدگاه

قسمت پنجم: کارهای سولو، حس داشتن کوله بار سنگین بر پشت…

ته یانگ بالاخره بعد از گذروندن دوران سخت کارآموزی با گروه بیگ بنگ معرفی شد. اجرا در مقابل جمعیت، به اون این امکان رو داد که به مردم خوشحالی رو هدیه کنه اما باعث هم شد که او درگیریهای ذهنی  ای هم داشته باشه.

«اگر بخوام حقیقت رو بهتون بگم، من بعد از اینکه به عنوان عضوی از بیگ بنگ شروع به کار کردم کمی نگرانی هم داشتم. در حقیقت بیشتر بخوانید…

TY Diary, Part 4: G-Dragon and I have only fought once

دسامبر 3, 2010 7 دیدگاه

قسمت چهارم: من و جی دراگون فقط یک بار باهم دعوا کردیم

جی دراگون و ته یانگ از 10 سال پیش که همدیگه رو دیدن دوستهای صمیمی شدند. Asiae بعد از شنیدن داستان دوستیشون کنجکاو شد که آیا رقابتی هم بین این دو دوست صمیمی بوده یا نه؟ تا حالا با هم عوا کردند؟

«ما یک بار با هم دعوا کردیم» ته یانگ ادامه داد. «این دعوا وقتی بود که ما بسکتبال بازی میکردیم…»

ته یانگ و جی دراگون در مقابل  رقاصهای YG بسکتبال بازی میکردند، و همیشه بازنده بودند. ته یانگ با حس رقابتی که به طور طبیعی داره پیش خودش این فکر رو کرد که «من باید اینبار برنده باشم» اما جی دراگون فکر میکرد «این بازی منصفانه نیست» و قصد این رو داشت که بازی رو ترک کنه.

«ما باز هم داشتیم میباختیم که جیونگ گفت: بیشتر بخوانید…