بایگانی

Archive for the ‘Seungri Diary’ Category

SR Diary, Part 10: Curious About Seungri’s Private Life

نوامبر 9, 2010 7 دیدگاه

قسمت آخر: کنجکاوی راجع به زندگی خصوصیه سونگری

«این روزها من دیوونه ی لگویی شدم که یکی از طرفدارها به من هدیه داد. واقعاً جالبه. مدل های پلاستیکی همیشه باعث میشدند دستم درد بگیره و خیلی خسته کننده بود ولی این لگوها خیلی راحت روی هم سوار میشن، برای همین جذبشون شدم. سر هم بندی لگوها خیلی خسته کننده است ولی وقتی کارم تموم میشه اون موقع نگاش میکنم و میگم: «آه… پسرم» (خنده). بعد از اینکه تمومش میکنم به جای اینکه ببرم و به همه نشونش بدم، میگذارمش بیشتر بخوانید…

Advertisements

SR Diary, Part 9: I didn’t want to be left as Big Bang cute maknae

نوامبر 8, 2010 5 دیدگاه

قسمت نهم: من نمیخواستم به عنوان مک نیه بامزه ی گروه باقی بمونم.

«آهنگ سولوی من؟ (خنده) این که در برنامه ها گفتم من و رئیس یانگ دست به یکی کردیم تا به بیگ بنگ خیانت کنیم، شوخی بود.»

سال 2009، سونگری با اجرای سولو طرفداران خودش رو سورپرایز کرد. اینکه با این آهنگ به سونگریه مرد تبدیل شده بود و توانسته بود انتظارات افراد مختلف رو برآورده کنه، همه رو تحت تاثیر قرار داد.

«قرار نبود که فعالیت سولو داشته باشم ولی وقتی بیشتر بخوانید…

SR Diary, Part 8: Dr. Jekyll and Hyde

نوامبر 7, 2010 3 دیدگاه

قسمت هشتم: دکتر جکیل و هایده

سونگری با میوزیکالی که در اون بازی میکرد توانست استعداد خود رو در خوانندگی، بازیگری و رقص به نمایش بگذاره و از او در این مورد تحسین باشه.

«اوایل فقط 30% جایگاه میوزیکال پر میشه ولی بعدها به 90% هم رسید. فروش خیلی خوبی داشتیم و انتقادهای خوبی از ما میشد. خیلی خوشحالم. از اینکه میتونستم همراه با خواندن و رقصیدن همزمان، بازیگری رو هم تجربه کنم، خوب بود. خواننده ها به هنر بازیگری نیاز دارن. خیلی از خواننده ها فکر میکنند که بازیگر بدی هستند ولی من شخصاً معتقدم که بیشتر بخوانید…

SR Diary, Part 7: As soon as our eyes met, the tears

نوامبر 6, 2010 13 دیدگاه

قسمت هفتم: به محض اینکه چشمامون با هم تلاقی کرد، اشک…

بعد از اینکه داستان عشق اول سونگری به آخر خودش رسید، سونگری تصمیم گرفت در میوزیکال خودش به نام «سوناگی» (بارش) تمرکز کنه. دختری که همیشه او رو در راهش تشویق میکرد دیگر در کنارش نبود ولی این به این معنی نبود که باید تسلیم بشه. ولی یک روز اون دختر قبل از اجرا با سونگری تماس گرفت.

«احتمالاً از جایی شنیده بود که من اجرا دارم. گفت که میخواد بیاد و تماشا کنه.» بیشتر بخوانید…

SR Diary, Part 6: She’s my girl, so I know she’ll stay by my side

نوامبر 5, 2010 11 دیدگاه

قسمت 6: اون دختر برای منه، برای همین هم پیش من میمونه.

زندگی که سونگری در پیش گرفت باعث شد که او فرصت یه قرار مناسب رو نداشته باشه. ذهنش پر از افکاری چون اینه: «من سرم شلوغه، چطور میتونم دوستی (دختر) داشته باشم؟» حتی وقتی که دختری او رو جذب میکنه به این فکر میکنه که آیا با او ارتباط برقرار کنه یا نه یا اینکه باهاش صحبت کنه یا نه. ولی هیچ وقت چنین کاری نکرده.

«از اینکه دوستیم رو برهم بزنم متنفرم.»

درست مثل هر کسی دیگه سونگری موقع صحبت درباره ی عشقش از خجالت سرخ شد. او زمانی که در تیم رقص «اپیزد 1» بود، در شهر گوانجو او رو دید. بیشتر بخوانید…

SR Diary, part5: I felt like I was standing without any clothes in front of the public

نوامبر 4, 2010 8 دیدگاه

قسمت 5: احساس میکردم بدون لباس جلوی مردم ایستاده ام.

بعد از اینکه سونگری به عنوان یکی از اعضای بیگ بنگ Debut شد، اینقدر خوشحال بود که این اتفاق رو مثل یه رویا میدونست. ولی به یکباره احساس شکست درونی کرد.

«اون موقع متوجه شدم که من نمیتونم در برنامه ها ظاهر خودم رو حفظ کنم. متنفر بودم از اینکه وقتی ناراحتم باید لبخند بزنم و وقتی واقعاً خوشحالم باید جدی رفتار کنم…»

سونگری در سنی بود که در مواجهه با تجربیات مثبت و منفی باید اشتیاق و حس درونیه خودش رو بیرون میریخت. ولی اینکه در یک جعبه ی مربعی به نام تلویزیون گیر کرده بود او رو خسته میکرد. اون موقع بود که بیشتر بخوانید…

SR Diary, Part 4: Before Kim Yuna appeared

نوامبر 3, 2010 9 دیدگاه

قسمت 4: تا قبل از اینکه کیم یونا بیاد…

سونگری بعد از اینکه کارآموز YG شد، یکی یکی با دیگر اعضای بیگ بنگ آشنا شد و هر کدام در برخورد اول او را تحت تاثیر قرار دادند. سونگری از اینکه جی دراگون بزرگ شده رو میدید خیلی تعجب کرده بود چون چیزی که او در تلویزیون دیده بود جی دراگون کوچک بود.

عکسی که جی دراگون در Me2Day خود گذاشته بود و در زیر عکس نوشته بود: بچه ها به ما میگن تام و جری، ولی نگاه کنید تام همیشه از جری میبره…

«وقتی من جیونگ هیونگ و یونگ به هیونگ رو دیدم، از دیدن جیونگ هیونگ خیلی تعجب کردم. اون چیزی که من از اون دیده بودم این بود که جیونگ خیلی بچه بود ولی اینکه حالا اون رو بزرگ شده میدیدم پیش خودم گفت: «وای، چقدر جی دراگون بزرگ شده» (خنده). رئیس یانگ به هر 6 نفرمون – هیون سونگ که الآن عضو گروه Beast هست هم باهمون بود –  گفت که تا یک سال دیگه میخواد ما Debut بشیم و پیشرفت کارمون تا وقت Debut با دوربین ضبط خواهد شد. او گفت که معلوم نیست که چند نفر در آخر انتخاب خواهند شد. این دیگه بستگی به کار ما داشت…» بیشتر بخوانید…